يه خاطره بگم براتون. يعني عمرتون بر فناست از دستش بديد!
بهانه تعريف خاطره اينه كه آيت الله مكارم فرمودند خب مردم مرغ نخورند،
طوري نميشود و اصلاً اطبا گفتهاند كه گوشت براي سلامتي خوب نيست!
يه همكاري داشتيم تو دانشگاه آزاد بنام مهندس وطني. ايشون يه برادر داشتند
كه چهل يا پنجاه سال پيش در حوزه قم با همين آيت الله مكارم و آيت الله
امامي كاشاني هم حجره بودند.
البته ايشون بعد چند سال حوزه رو ول كرد و
رفت آلمان و تو اين پنجاه سال فقط يكبار اومده ايران! حالا چي شد كه رفت و
ديگه برنگشت رو من خبر ندارم. تو آلمان انگار نجوم خونده و الان استاد
بازنشسته دانشگاه هايدلبرگه. اميدوارم پاينده باشند.
همون يه
باري كه اومده ايران (بعد جنگ، اواخر دهه 60) سراغ اين دو تا رو گرفته. خبر
نداشته چي به چيه. خلاصه بعد كلي پارتي بازي و اينا موفق ميشن ازشون براي
دوست قديمي وقت بگيرن و ايشون اين دو تا رو ملاقات كنه.
بعد ملاقاتش براي مهندس نقل كرده بود كه:
اين ناصر (مكارم) يه چند سالي از محمد (امامي) بزرگتره. ولي چقدر جوونتر
مونده و محمد چقدر شكسته شده. ميدوني؟ اون زمان كه حوزه بوديم، ناصر همش
محمد رو تشويق ميكرد كتاب بخره. هر كتابي رو هم كه خودش ميخواست محمد رو
كوك ميكرد كه بره بخره و ازش قرض ميگرفت ميخوند. خودش يه دونه كتاب نميخريد
ولي هر روز كله پاچه خوردنش ترك نميشد!
