۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه
ای دیده ببار... ببار... نصیب محمد ایستاده مردن بود و نه ذلت. ذلتی که حتا نوشتنش را بلد نبود... ای دیده خون ببار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر